تب بغض

تو رفتی و شب تاریک و خاموش
تب بغضی منو گرفت در آغوش
تو رفتی و تموم لحظه ها رو
به یاد عشق تو کردم فراموش
تو نیستی لحظه ها رو غم گرفته
تن ثانیه رو ماتم گرفته
تو نیستی تموم خنده هامو
شب گریون من ازم گرفته
خدا میبینه اشک آدما رو
خودش داره حساب لحظه ها رو
خدا می دونه بی تو چی کشیدم
خدا میشنوه بغض بی صدا رو
تو رفتی و شب تاریک و خاموش
تب بغضی منو گرفت در آغوش
تو رفتی و تموم لحظه ها رو
به یاد عشق تو کردم فراموش
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۱۶ ب.ظ توسط Fatima
|
باغبانی پیرم